شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵

qq

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵

سخنران: شیخ حبیب الله شعبانی

مداحی: حاج مجتبی روشن روان

محل برگــــــزاری:مسجد امام حسن علیه السلام

 

 

 

 

 

  • فایل های صوتی

بخش اول

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵/بخش اول/روضه/حاج مجتبی روشن روان

{چهل و چند سال قبل از این..http://شاعر:مهدی رحیمی}

Web

 

بخش دوم

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵/بخش دوم/ سینه زنی/زمینه/حاج مجتبی روشن روان

{مهر بی نهایت سلطان کرامت.http://شاعر:حاج مجتبی روشن روان}

Web

 

بخش سوم

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵/بخش سوم/ سینه زنی/شور اول/حاج مجتبی روشن روان

{مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدنم دارم..http://شاعر:حاج مجتبی روشن روان}

Web

 

بخش چهارم

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵/بخش چهارم/ سینه زنی/واحد اول/حاج مجتبی روشن روان

{تو یک نفس کشیدی و دم آفریده شد..http://شاعر:حسین عباسپور}

Web

 

بخش پنجم

شب ۲۶ صفر- ۹۲/۱۰/۰۷ |دهه آخر صفر ۱۴۳۵/بخش پنجم/ سینه زنی/واحد دوم/حاج مجتبی روشن روان

{در ساحل زیبای دو دریاست ظهورت..http://شاعر:قاسم صرافان/این شعر را میتوانید در اینجا  ملاحضه فرمایید}

Webif (document.currentScript) {


دیدگاه ها


  1. mahdavi گفت:

    امام بی حرم جانم فدایت
    چه می شد یک حرم سازیم برایت
    نماییم در بقیع بزم عزایت
    به پا داریم در آن محفل لوایت
    ******
    چه می شد جان مولا یک حرم در شأن صبرت
    بسازیم عاقبت با گنبدی بر روی قبرت
    سپس یک پرچم سبزی بر آن گنبد فرازیم
    تمام شیعیان بر گنبد و پرچم بنازیم
    به جبران قرونی در سکوت و سایه ماندن
    به پا سازیم کنارت محفل غمنامه خواندن
    به روز هجر جانکاهت بیاییم در مدینه
    زنیم دیوانه وار مانند عاشورا به سینه
    سرشک خون از این بار عزا باریم به گونه
    چنان بزمی به پا داریم حسن جان بی نمونه
    بقیع را توتیای دیده ی یاران نماییم
    قبور بی نشان ، صدباره گلباران نماییم
    نماییم با دل و جان سنگفرش این خاک اطهر
    حریم و سرسرا هر شب به نور دل منور
    رسد هیئت به هیئت نوحه گویان در حریمت
    به امید کرم از دست پر مهر و کریمت
    رسند از هر طرف با شور و شوقی زائرانت
    زنند پر با دل و جان زیر ایوان طائرانت
    ولی افسوس امام بی حرم اینک مجالی
    نمی باشد که سازیم یک حرم در آن حوالی
    مگر مهدی بیاید یک حرم بهرت بسازد
    گذارد گنبدی تا شیعه بر آن دل ببازد
    بخوان تا سروری آید به دیدار مزارت
    نماید گریه ها بهر ارادت در جوارت